دلم باد... دلم بارون... - تاریخ: 1396/8/14 ساعت: 2:17
پاییز دو هفته ست که اومده. «مهرش به دل
دلم باد... دلم بارون... - تاریخ: 1396/8/9 ساعت: 11:37
پاییز دو هفته ست که اومده. «مهرش به دل نشست» کاش هرچه زودتر بارون بباره. دلم ابر، دلم باد، دلم بارون، دلم آشوب آسمون میخواد. دلم خاک بارون خورده میخواد. دلم ابر بارون و بارون نم نم میخواد. دلم یه لیوان چای، قهوه، یه کاسه سوپ، آش جلوی پنجره بارون خورد
بومرنگ جهانی - تاریخ: 1396/8/9 ساعت: 11:37
هر کهکشان به بومرنگی می مونه که یه دستی یه روزی اونو پرت کرده و انگار دوباره به همون دست برمی گرده. شاید انبساط هستی تا یه جایی ادامه داشته باشه، به اون حد معینش که رسید دوباره جمع میشه. به همون هیچی تبدیل میشه که بود. وقتی ماده از پاد ماده تو
پیامبر شهر ارواح - تاریخ: 1396/8/9 ساعت: 11:37
تو خونه حرف میزنیم .فیلمی ببینیم از نقاط مثبت و منفی ش میگیم .خیلیا حرف اصلیشون ژورنالهای روز مده .تو مدرسه و دانشگاه امکان نداره آروم باشیم .نوزادی به دنیا میاد . چشمهای قورباغه ایش میشه نقل محافل خانوادگی و ژورنالیستی . بمبی میفته رو سر یه عد
من مي تونم! - تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 23:35
اين روزا در حال تجزيه و تحليل تنهايي خودم هستم. يه تنهايي شلوغ عجيب و غريب كه باعث شده خواب و استراحتم كم باشه و كار كشيدن از جسمم زياد. يه جورايي هيچ چيزيش هم واسه خودم نيست، گذاشتن خودم براي ديگرانه. كمك كردن به ديگران خوبه اما ديگه حس مي كنم دارم نابود ميشم. تصميم گرفتم تنهاييمو جور ديگه اي ورق ب...
و اهواز! - تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 23:35
بالاخره به گرمترين شهر جهان توجه نشون دادن!! خيلي پيشتر از اينها هم دماي شهراي مهم دنيا رو كه مي ديدم، هيچكدوم بالاتر از اهواز نبود، انگار كه هواشناسياي كشورمون بالاخره يه نمودي از واقعيتو بازتاب دادن و دماي ٥٤ درجه رو واسه اهواز ثبت كردن. تازه اين دماي سايه و ميانگينه. همه ي شهر كه سايه نداره و خصو...
خونه جديد - تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 23:35
امروز يه خونه ده ساله رو پس دادم و به اينجا اومدم. هر چي خاطره خوب و قشنگ يا تلخ اونجا داشتم ، اونجا ساختم... اونجا شروع شد... ديگه واقعا بايد تموم ميشد. ده سال زندگياي همه رو تغيير داده و منطقي نبود من توي گذشته بمونم. وقتي به اونجا ميرفتم توي گذشته رها ميشدم. معلق، بي وزن، خالي...اما هدفم از سرپا ...
چراغ - تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 23:35
چراغ يعني من، وقتي دلم روشن باشه، يعني تو، وقتي ضميرت روشن باشه. وقتي آسمون روح و جونمون پاك باشه. چراغ يعني دست و دلمون به حركتهاي پسنديده بره. يعني پاهامون تو جاده هاي سبز قشنگ قدم بذارن. يعني فكرمون هواهاي تميز داشته باشه. چراغ يعني هواشناسي پيش بيني آسمون زيبايي كرده باشه، يا آفتابي يا باروني فر...
زندگي اين روزا... - تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 23:35
همه چي خوب و آروم پيش ميره، زندگي ديگه اون تب و تاب ده بيست سال پيشو نداره، شايدم مث اون وقتا كه همه چي هر روز تكرار ميشد باشه، اون موقع ها هر روز كلاس و درس بود ولي حالا هر روز كار. ولي من توي مدرسه و دانشگاه روزمرگي نميديدم، حداقل واسه من كه مثلا نمونه بودم هميشه (بدون تعريف) همه چي عشق بود، حس و ...
حسادت - تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 23:35
موضوع صحبت به حسادت رسيد، ساناز گفت "آجي چرا ما مث خيليا به ديگران حسادت نمي كنيم؟" گفتم آجي امكان نداره كسي ذره اي حسادت تو وجودش نباشه، همه داريم، اما با دوزهاي مختلف. و بعد به خودم فكر كردم و گفتم تا حالا نشده حس كنم كسي چيزي از من بيشتر داره كه بخوام بهش حسادت كنم. بجز وقتي زيبارويي رو مي ديدم ك...
پيرهاي خواستني... - تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 23:35
دفتر كارم روبري يه دفتر بيمه س، يه روز كه داشتم سر كار ميرفتم ديدم آدمايي كه وارد دفتر ميشن بيشتر پيرمرداي دوست داشتني اي هستن كه با وجود اينكه سختشون بود راه رفتن توي گرما، ترجيح دادن حتما كاراي بيمه شونو انجام بدن. هر پيرمردي كه ميومد بره تو، قربون صدقش ميرفتم، چقدر خوبن سالخورده ها، چقدر دلنشينن ...
اما چرا نماز؟! - تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 23:35
من توي يه خانواده تقريبا سنتي به دنيا اومدم كه سهمش از مذهب حلال و حروميش و اخلاق و شخصيت پسنديده و خدا و پيغمبر بود. هر چيز ديگه از دين هست رو تو مدرسه ياد گرفتيم. حتي توي خونه تشويق يا اجباري براي عبادتهاي خاص نبود (الان تشويقش هست) ما كم كم ارتباط بيشتري برقرار كرديم و توي برهه هاي سني مختلف دوزه...
کتاب - تاریخ: 1395/7/22 ساعت: 13:29
خبرای خوشی تو راهه. مشغول تایپ دستنوشته هایی هستم که تصمیم گرفتم چاپشون . یه روایت کاملا واقعی از سفرهای این سالهای اخیرم. بنظر خودم روایتی متفاوت شاید باشه. حس و حالشو خودم دوست دارم اما باید از فیلتر ویرایشگرا و منقدای دوست عزیز بگذره بعد به خودم اجازه چاپشو میدم. نشر هشت رو واسش در نظر گرفتم. امی...
باز هم امید! - تاریخ: 1395/6/28 ساعت: 10:41
بهترین بخش بودن ما در این دنیا امیدوار بودنمونه. وقتی که به زمین و آسمون نگاه کنیم و با یه لبخند ظریف برق چشمامونو خودمونم حس می کنیم، یه نفس عمیییییق می کشیم و می گیم خدایا شکرت.... همه چی عالیه... این قشنگترین حس دنیاست... بهترین بخش بودن ما... تمام امید و روشنایی دنیا برای شما!
قوی تر می شوم.... - تاریخ: 1395/6/28 ساعت: 10:41
گفته بودم که زندگی قانون بومرنگهاست... باز هم زمان که می گذرد و برگ روزگار می گردد، ایمانم به روح زندگی قوی تر می شود، که چیزی مثل یک بغض سالها گریبانگیر گلویت باشد که معصومیتت را به سخره گرفته باشند و تو را دور زده باشند و تو را از هر چه بود و هست منزجر کرده باشند... یکی دو تا... که گیر کرده باشد ت...
بزرگ کردن انسانها - تاریخ: 1395/6/28 ساعت: 10:41
عادت نداشته ام بی دلیل کسی را بزرگتر از آنچه هست جلوه دهم. گاهی آنچه را چشمم درک میکرده و مغزم پردازش، زبانم بیان میکرد در وصف آدمیان... مژگان. تیر ٩۵
توقع قاضیانه - تاریخ: 1395/6/28 ساعت: 10:41
تو ولایت ما یه وقتایی بچه های کوچولو هم با هم مقایسه و درنهایت قضاوت میشن... بابا درسته اونا انسانن اما خوبه از همه انتظار بالا نداشته باشیم... مگه ما خودمون که بزرگ شدیم چقدر انتظارای معمول بزرگترامونو برآورده کردیم که از بچه های کوچولو که بیشتر تحت تاثیر ذات و غریزه شون رفتار می کنن تا عقل و تربیت...
عربده و سکوت (Warcry and Silence) - تاریخ: 1395/6/28 ساعت: 10:41
کجای دنیا عربده کشیدن نشونه ی عقلانیت و سکوت نشونه غروره... ?"Whrere in the world the "warcry" is sign of "rationality" and the "silence" is sign of "pride مژگان. ٧مرداد ٩۵
گره - تاریخ: 1395/6/28 ساعت: 10:41
با پارمیس کوچولو توی راه پله ها بودم. ریسه های درهم تنیده ی بادکنکای تولد رو بهم داد و گفت بازشون می کنی؟ نور ضعیفی می تابید و منتظر بقیه بودیم باید همچنان اونجا می ایستادیم. شروع کردم به باز کردن گره های اون ریسه های براق. گفت شایدم باز نشن... همچنان که اولین گره رو باز میکردم و از بابت انجام همچین...
تنوع طلبی کورمال کورمال - تاریخ: 1395/6/28 ساعت: 10:41
خیلی از آدما فقط حرفن. پای عمل که میشه هیچی از حرفاشون یادشون نمی مونه. یادشون میره گل و بلبلایی که می سرودن، از انسان دوستی و احترام به روابط انسانی شعارایی که سر میدادن، از عشقهایی که از نگاهشون می بارید هیچی نمی مونه جز یه بی عاطفگی تنوع طلبانه کورمال کورمال... خیلی از آدمها اینجورین... دیگه عادت...

برچسب‌های مرتبط

کتابهای ممنوعه | کتابخانه ملی | کتابخانه عقیده | کتاب صوتی | کتاب رفیق الله | کتاب آیات شیطانی | کتابخانه بهایی | کتاب بیشعوری | گره کراوات | گره چینی